الشيخ عباس القمي

32

يازده رساله ( فارسى )

حضرت « 1 » و در حال اطاعت جمادات و نباتات آن جناب را و در سخن گفتن حيوانات آن حضرت را و مستجاب شدن دعاى آن سرور در زنده شدن مردگان و بينا شدن كوران و شفا يافتن بيماران ، و در استيلاى آن حضرت بر دشمنان و استيلاى او بر شياطين و جنّيان ، و در خبر دادن از امور آينده و امور پنهان ، ظاهر شده كه در كتب مبسوطه مسطور و مشهور است . و بايد اعتقاد نمود كه آن سرور مبعوث بر جميع بشر و خاتم پيغمبران است ، و بعد از او تا روز قيامت پيغمبرى نخواهد آمد ، به ضرورت دين آن حضرت و تصريح در قرآن . و واجب است اعتقاد به معراج ، يعنى آن حضرت به همين بدن شريف خود عروج فرمود و از آسمانها گذشت و سير فرمود سدرة المنتهى و عرش اعلا و عجايب خلق سماوات را . و اعتنايى نيست به شبهه‌هاى واهيه در جايز نبودن خرق و التيام در

--> ( 1 ) ( . معجزات در حال ولادت آن حضرت مانند منع شياطين از صعود به آسمان و ظاهر شدن شهب آسمانى براىآنها و بر طرف شدن علم كاهنان ، و بر رو افتادن بتان و ريختن چهارده كنگره از طاق كسرى ، و خشك شدن درياچه ساوه ، و خاموش شدن آتشكدهء فارس ، و ظاهر شدن نورى از طرف حجاز و منتشر شدن آن در تمام عالم ، و سرنگون شدن تخت پادشاهان ، و غير اينها . و معجزات آن حضرت كه در مقام اطاعت جمادات و نباتات ظاهر شده است مثل شقّ قمر ، و ردّ شمس ، و ناله كردن تنه ) [ ( درخت ) ] ( خرمايى كه در وقت موعظه بر آن تكيه مىفرمود ، و سلام كردن درخت و سنگريزه بر آن حضرت ، و تسبيح گفتن سنگريزه در كف مباركش ، و فرو بردن زمين دست و پاى اسب سراقه را . و سخن گفتن حيوانات با آن حضرت چون سخن گفتن شتر و گرگ و سوسمار و بزغاله بريان و ناقهء آن حضرت در شب عقبه ، و گواهى دادن انواع حيوانات به رسالت آن سرور . و خبر دادن آن حضرت از امور پنهان و آينده ، مانند خبر دادن از دولت بنىاميّه و آنكه هزار ماه سلطنت خواهند نمود ، و از دولت بنى عبّاس و مظلوم شدن اهل بيت طاهره خود ، و شهادت بعضى از آنها ، و خبر از شهادت عمّار ياسر بر دست فئه باغيه ، و خبر دادن از مظلومى ابوذر و مردن او در غربت و تنهايى ، خبر دادن از جنگ حضرت امير عليه السلام با عايشه و طلحه و زبير و با معاويه و خوارج ، و خبر دادن از وفات نجاشى و شهادت جعفر طيّار ، و خبر دادن از مال پنهان كرده عبّاس و از آنچه منافقان در پنهانى مىگفتند و آنچه صحابه در خانه‌ها پنهان مىكردند . و كم سخنى بود كه از آن حضرت صادر شود و از معجزه خالى باشد . ( منه شرح اللَّه صَدره . ) )